اتاق

غریبوار،خوشا پر به هر کرانه زدن!

همسایه ها

۴ مطلب با موضوع «چهارده+یک» ثبت شده است

فَقَد هَرَبتُ الیک ..

شنبه, ۹ دی ۱۳۹۶، ۱۱:۰۲ ب.ظ

دوست دارم از خبرها فرار کنم.

دوست دارم به شما پناه بیاورم.

برای چند لحظه ام که شده هر دو فراموش کنیم که من چقدر خراب کرده م؛ و بعد در آغوشم بگیرید و من نه هفده سال،که هفتاد سال خستگی را در آغوشتان ببارم.

و همان چند لحظه تا ابد ادامه پیدا کند ..

  • فاخته ..

.

پنجشنبه, ۱۸ آبان ۱۳۹۶، ۱۱:۴۴ ق.ظ

و قَد توازَرَ علیه ..

  • فاخته ..

أنا قد حُرِمْتُ مِنَ الأربعینْ .

چهارشنبه, ۱۰ آبان ۱۳۹۶، ۰۷:۵۰ ب.ظ
دیگر کار از ناراحتی گذشته و همه ی حسرتم با عصبانیت بروز پیدا میکند‌.‌دیروز وقتی واحد پایه مداحی مطیعی را گذاشت یکهو داد زدم که قطع کنید آن لعنتی را!نمیدانم کدام یکی از بچه ها ایستاده بودند فقط یادم است تعجب کرده بودند که این همان اسمایی ست که پارسال خودش میرفت دفتر و این مداحی را پخش میکرد بعد هم وسط کریدور بلند بلند میخواند؟؟
نمیدانم.شاید از این است که باور کردم شرایط مقصر نیستند.باور کردم درد از بیلیاقتی من است و آسمان هم زمین بیاید پاهام لایق راه اباعبدالله نیست.
حانیه هم امروز کشیدم کنار و گفت حلال کن اسماء.هی پارسال میگفتی برایت تعریف نکنم و دلت را نسوزانم،احساس میکنم امسال آه تو مرا گرفته.خندیدم و چیزی نگفتم اما توی دلم گفتم لیاقت خودت سلب شده!به جمع بیلیاقت ها خوش آمدی!!
حتی دیگر بیتی که آقا هم میخوانند*ارامم نمیکند.یک چیزی فرای حسرت سال های پیش درونم شعله کشیده که خاموش شدنی نیست..

*گرچه دوریم به یاد تو سخن میگوییم
بعد منزل نبود در سفر روحانی

+حتی به کسی التماس دعا هم نخواهم گفت...
  • فاخته ..

آهِ حسرت...

چهارشنبه, ۳ آبان ۱۳۹۶، ۰۱:۰۰ ق.ظ

از این غصه خواهم مرد

 

دوستم ندارید نه؟نیایم نه؟از این حسرت بسوزم و بمیرم نه؟

باشد...باشد اما  کیف اصبر علی فراقک ....؟ارحم...


+این غم کم نیست...



  • فاخته ..